خرید اقساطی با وامسی
خرید اقساطی با وامسی
پیمان متقی
عمومی
اگر امروز ۱۰۰۰ میلیارد تومان در اختیار داشتید، آن را به یک شرکت بزرگ با سابقهی طولانی وام میدادید یا به هزاران خانوار با درآمد متوسط؟
پاسخ سنتی بانکها روشن است: وام کلان به شرکتها، کمریسکتر و سادهتر. اما دادههای ۸ ماهه نخست ۱۴۰۴ از بانک مرکزی نشان میدهد که این پاسخ ممکن است بزرگترین فرصت سودآوری دههٔ اخیر را از بانکها گرفته باشد.
تحلیل دقیق اعداد نشان میدهد که وام خرد به خانوارها با وجود تصور رایج از ریسک بالا میتواند بیش از دو برابر بازده تعدیلشده بر حسب ریسک نسبت به وام کلان ایجاد کند. مسئله اینجاست که بیش از ۷۵٪ از تسهیلات بانکی همچنان به بخشهای بزرگ اقتصادی تزریق میشود، در حالی که سهم خانوارها تنها ۲۵٪ باقی مانده و عمدتاً معطوف به خرید کالاهای مصرفی است.
این مقاله با استفاده از دادههای واقعی و مدلسازی مالی، دو سناریوی مقابلهم قرار میدهد:
نتیجهٔ محاسبات شگفتانگیز است: بازده تعدیلشدهٔ ریسک در سناریوی دوم نزدیک به دو برابردر سناریوی اول خواهد بود.
پرسش اصلی اینجاست: چرا بانکها از این فرصت سودآور چشمپوشی میکنند؟ پاسخ در «مدل سنتی وامدهی» و ناتوانی در مدیریت ریسک خرد نهفته است مشکلی که امروزه با ظهور پلتفرمهای تخصصی اعتبارسنجی دیجیتال (لندتکها) کاملاً قابل حل است.
در ادامه، این مقاله نشان میدهد که چگونه بانکها میتوانند بدون تحمیل ریسک به ترازنامه خود، از جریان نقدی پایدار وامهای خرد بهرهمند شوند و در عین حال به تحول اقتصاد خانوار کمک کنند.
بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی:
در نگاه اول، این توزیع قابل انتظار به نظر میرسد؛ اما وقتی وارد جزئیات وامهای خانوار میشویم، الگوی نگرانکنندهای نمایان میشود.
بیش از ۴۱ درصد تسهیلات خانوار در سال ۱۴۰۴، به خرید کالای شخصی اختصاص داشته است. پس از آن:
این یعنی بخش بزرگی از وام خرد در ایران:
مسکن کوتاهمدت است، نه راهحل پایدار
از یکسو، سیاستگذار پولی بر افزایش دسترسی خانوار به اعتبار تأکید دارد؛
از سوی دیگر، بانکها در عمل:
نتیجه این تناقض، سیستمی است که:
تجربه جهانی نشان میدهد وام خرد ذاتاً ناکارآمد یا پرریسک نیست؛
مشکل، اجرای سنتی آن است:
در چنین مدلی، طبیعی است که بانکها رغبت کمی به توسعه وام خرد داشته باشند.
تحول واقعی زمانی رخ میدهد که وام خرد:
پلتفرمهای لندتک و فینتک، این امکان را فراهم کردهاند که:
در چنین اکوسیستمی، بانک دوباره میتواند به وام خرد بهعنوان یک ابزار اقتصادی جذاب نگاه کند.
اما مهمترین سؤال مدیران بانکی همچنان باقی است:
آیا وام خرد واقعاً برای بانک سودآور است؟
بیایید با عدد پاسخ دهیم.
فرض کنیم یک بانک ۱,۰۰۰ میلیارد تومان منابع دارد.
سناریو ۱: وام کلان
سناریو ۲: وام خرد
📌 نتیجه روشن است:
بازده تعدیلشده به ریسک وام خرد، بیش از دو برابر وام کلان است.
۱. توزیع ریسک: هزاران وام کوچک، جای چند وام بزرگ
۲. رفتار بازپرداخت: اقساط کوچک، اولویت بازپرداخت بالا
۳. کشف زودهنگام نکول: امکان مداخله سریع در ماههای اول
به همین دلیل، در مدلهای موفق وام خرد دیجیتال:
در مدلهای جدید همکاری:
نتیجه:
پلتفرمهایی مانند وامسی دقیقاً در همین نقطه ارزشآفرینی میکنند:
کمک به بانک برای ورود ایمن، کمهزینه و سودآور به بازار وام خرد.
وام خرد در ایران نه شکست خورده، نه کمتقاضاست؛
بلکه بد طراحی و بد اجرا شده است.
اگر:
وام خرد میتواند همزمان:
اگر شما:
زمان آن رسیده که وام خرد را دوباره تعریف کنید.
برای آشنایی با مدلهای همکاری و راهکارهای عملی،
میتوانید از مسیرهای تخصصی مانند وامسی و تجربههای موفق آن استفاده کنید.
🔗 اطلاعات بیشتر و فرصتهای همکاری: vam30.com
در ۸ ماهه نخست ۱۴۰۴، شبکه بانکی کشور بیش از ۶,۲۹۸ همت تسهیلات پرداخت کرده؛
اما فقط ۲۵٪ از این منابع به خانوارها رسیده است.
سؤال ساده اما مهم این است:
اگر تقاضای واقعی وجود دارد، چرا وام خرد هنوز در حاشیه سبد اعتباری بانکهاست؟
بخش عمده وام خانوار امروز صرف:
یعنی وام خرد عملاً نقش «سوپاپ فشار تورم» را بازی میکند، نه ابزار بهبود رفاه.
نه بانک از آن راضی است، نه خانوار، نه سیاستگذار.
بیایید فقط اقتصادی نگاه کنیم.
فرض کنید یک بانک ۱,۰۰۰ میلیارد تومان منابع دارد:
📌 برای حجم یکسان منابع،
بازده تعدیلشده وام خرد بیش از دو برابر است.
چند دلیل رایج – و اغلب نادرست:
✅ ریسک در وام خرد توزیعشدهاست، نه متمرکز
✅ اقساط کوچک، رفتار بازپرداخت بهتری ایجاد میکند
✅ نکول زود شناسایی میشود و قابل مداخله است
به همین دلیل، در مدلهای موفق:
تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که:
نتیجه؟
این همان نقطهای است که همکاری بانک با لندتکها معنا پیدا میکند.
وام خرد نه کمتقاضاست
نه ذاتاً پرریسک
بلکه با:
زمینگیر شده است.
پلتفرمهایی مثل وامسی دقیقاً برای حل همین گره ساخته شدهاند؛
نه برای جایگزینی بانک،
بلکه برای کارآمد کردن وامدهی خرد برای بانک.
اگر بخواهم پیام را خیلی خلاصه بگویم:
وام خرد، اگر دیجیتال، دادهمحور و مشارکتی اجرا شود،
هم سودآورتر است، هم کمریسکتر.
شاید وقت آن رسیده که
وام خرد را از «تکلیف اجتماعی»
به فرصت اقتصادی بازتعریف کنیم.